قزوین در تقویم تاریخ

شاه اسماعیل با وجود درگیری های شدید دوران سلطنت، گاه در فرصت های لازم مدتی را در قزوین می گذارنید. با مرگ شاه اسماعیل و پادشاهی طهماسب، درگیری با ازبکان در شرق و عثمانیها در غرب ادامه یافت. تجاوز مکرر عثمانیها که گاه تا تبریز پیش می آمدند طهماسب را بر آن داشت تا پایتخت را از تبریز به جایی تغییر دهد که هم نزدیک به آذربایجان باشد و هم احتمال تجاوز به آن وجود نداشته باشد و از سوی دیگر بتواند به راحتی خود را برای سرکوبی تجاوز ازبکان به شرق برساند. بر این اساس قزوین مورد توجه واقع شد و شهری که بیش از یک قرن در عهد جانشینان تیمور دستخوش ناآرامی های شدید بود به عنوان تختگاه دولت صفوی برگزیده شد و در سال 955 ه.ق شاه طهماسب پایتخت را به قزوین انتقال داد . شاید یکی از دلایلی که موجب گردید تا در این سال شاه طهماسب تبریز را ترک بگوید و در قزوین مستقر گردد، عبارت باشد از وضع نگران کننده ی تبریز بر اثر بیماری طاعون.

در سفرنامه وینچنتو د الساندری به نکته ای اشاره رفته که می توانسته است به عنوان یکی از عوامل موثر در تصمیم شاه طهماسب برای تغییر محل پایتخت مورد توجه قرار گرفته باشد. او می نویسد که مردم تبریز به دو دسته که یکی نعمتی خوانده می شود و دیگری حیدری تقسیم شده اند و این جماعت در نه محله سکونت دارند یکی در پنج محله و دیگری در چهار. وعده ایشان در حدود 12 هزار تن است.

این فرقه ها پیوسته با هم دشمنی می نمودند  و هم دیگر را کشتار می کردند و نه شاه می توانست از این کار ممانعت کند و نه دیگران. زیرا سی سال بود که این دو دسته از هم نفرت یافته بودند.

درباره چگونگی تغییر پایتخت یا دارالسلطنه از تبریز به قزوین در خلاصه التواریخ در اشاره به رویدادهای سال سی و دوم از فرمانفرمایی شاه طهماسب، برابر با 962(اثنی و ستین و تسعمائه) چنین آمده است:

نواب کامیاب اعلی چون از مهم کار خیر شاهزاده عالمیان اسمعیل فارغ گشت، در آذربایجان دیگر باعث توقفی نمانده بود چرا که مهمات حدود و اطراف بلاد روم به صلح منتهی گشته بود، رای عالم آرای بدان قرار گرفت که خطه قزوین که در وسط ممالک محروسه افتاده  از حیث قشلاق و نزدیکی به سایر امصار و بلاد بهترین دیگر محال است، آن را دارالسلطنه نموده رایات عز و جلال همگی در آن بلده فاخره متمکن گشته پرتو عدالت و رفاهیت و امنیت بر ساحل ساکنان ربع مسکون اندازند.