جزئیات خبر

ارزش و اعتبار ذهنی بناهای مذهبی کهن -تخریب بنای هشتصد ساله در بوئین‌زهرا

طزرک (Tazarak) نام روستایی از توابع بویین‌زهرای قزوین است که دارای چندین اثر تاریخی از قرن هفتم ه.ق و قبل از آن می‌باشد. متاسفانه در روز 21 تیرماه 1393بنای امامزاده تاریخی آن که هشتصد سال قدمت داشت (تصویر شماره1و2) توسط اداره اوقاف با خاک یکسان شد تا ساختمانی زیباتر و مجلل‌تر به جای آن ساخته شود!

تصویر شماره 1و2-امامزاده قبل از تخریب آن

در این میان واکنش و اقدامات اداره‌ کل میراث فرهنگی استان قزوین و پاسگاه بخش شال هم که از وقوع ماجرا مطلع بوده‌اند، جای بررسی و تحلیل دارد!

تصور تخریب بنای هشتصد ساله توسط ارگان زیربط و تماشای این صحنه توسط اهالی و روحانی محل (تصویرشماره 3و4) هرچند دل آدمی را می‌خراشد، ذهن را متوجه این نکته می‌کند که جایگزینی یک بنای هشتصد ساله و ارزش و اعتباری معنوی در دل‌ها ایجاد کرده است با یک ساختمان کاملا نوساز چگونه چه بلایی بر سر اعتقادات و ذهنیات افراد به‌ وجود خواهد آورد؟!

تصویر شماره 3-لحظه تخریب امامزاده با حضور اهالی و روحانی محل

 

تصویر شماره 4-امامزاده ای که با بولدوزر تخریب شد.

هراس دیگر از تخریب این‌گونه بناها این است که اقداماتی این چنین راه را برای تخریب‌های بعدی به بهانه‌ی نوسازی باز می‌کند و فردا مسجد تاریخی طزرک و آب‌انبار آن نیز در معرض تهدید قرار خواهند داشت، تا تخریب آنها بهانه‌ای گردد برای ساخت بناهای نوساز و مجلل. در این میان نقش سازمان میراث فرهنگی در زمینه‌ی فرهنگ‌سازی و حفاظت مردمی به خوبی عیان می‌گردد، مردمی که بی‌خبر از آنچه بر سر میراث تاریخی و قدیمی‌شاهان ‌می‌آید نظاره‌گر تخریب این بناها می‌شوند و در مسجد برای ساخت امامزاده جدید پول و خیرات می‌دهند!

آقای آرش ضیاء آبادی، معاون سازمان میراث فرهنگی قزوین  هم  در مصاحبه با روزنامه ولایت قزوین گفته‌اند که «در حال تهیه مستندات و نقشه برای ثبت ملی اثر -امامزاده طزرک- بودیم که چنین اتفاقی افتاد، در واقع پرونده در مراحل تکمیلی بود.» (روزنامه ولایت قزوین/ چهارشنبه 25 تیرماه 1393). وی در مورد تخریب امامزاده طزرک گفته‌اند که این تخریب با مجوز «سازمان اوقاف قزوین» صورت گرفته است.

نام امامزاده طزرک در کتاب‌های تاریخی قرن هفتم و هشتم ه.ق مانند «التدوین فی اخبار بلاد قزوین رفیعی» و «آثار البلاد زکریای قزوینی» آمده است. در جلد اول کتاب «التدوین» رافعی قزوینی در آخر فصل پنجم- کتاب در 3 جلد و به زبان عربی است در مورد اخبار و آثار و بزرگان و بناهای قزوینو نیز روستاها و بخش‌های اطرافش- در ذیل عنوان "مقابرها و مزارت‌ها" (مقبره‌ها و مزارات یا زیارت‌گاه‌های قزوین) در مورد طزرک- که البته به اشتباه طرزک نوشته است–چنین آورده شده: "و بطرزک من ناحیه الرامند قبر مشهور یتبرک به " ج 1 ص 55 (التدوین فی اخبار قزوین –عبد الکریم ابن محمد رافعی –طبعه الولی 1376 ه.ش نشر عطارد و انجمن مخطوطات ایرانی).

و اما متن  کتاب «آثارالبلاد و اخبار العباد» زکریای قزوینی در مورد طرزک (طزرک): "قریۀ مشهوره ایست از قرای قزوین. حکایت کنند که یکی از صلحای آن قریه در واقعه دید که به فلان جای معین صحابییی آسوده است و به آنجاقبری نمایان نبود و نه کسی نشان آن می‌داد. چون آنجا را کافتند مردی طویل القامه را یافتند که بر وی زرهی است و خون می‌تراود از جراحت او. آنجا قبری راست کردند و مقبری عالیه بنا نهادند و میان مردم شهرت دارد که دعا به آن جای باصفا بدرجۀ علیای اجابت رسد و از دور و نزدیک مردم قصد آن کنند و تبرک بدان جویند. صاحب کتاب گفته که: حدیث کرده بر من پدر من که به زیارت آن مکان ملایکه آستان رفتم و پیش مشهد مسجد بود اسب و غلام را بیرون گذاشته به مسجد درآمدم و در محراب آن به نماز با خشوع و نیاز شدم چون سر از سجده برداشتم بر مصلای خود اناری دیدم تازه و کلان گویا در ساعت از درخت جدا شده و درخت انار بزمین قزوین و نواحی آن اصلا نمی‌روید و از ری به آنجا می‌برند و وقت موسم گرما بود که در آنوقت به هیچ جا انار موجود نمی‌شد چون از زیارت فراغ حاصل کردم بر آمدم و از غلام پرسیدم که کسی بعد از من به مسجد درآمده بود؟ گفت نه. گفتم کسی را دیدی که برآمده باشد؟ گفت نه. متعجب شدم و انار در دست من بود تا رسیدم به دهخود و طروز {طرویزک} بر سر راه من بود و انار هنوز در دست داشتم آنرا به برادر خود و جمعی دیگر که آنجا بودند نمودم همه متعجب ماندند پس انار را گذاشتم در منزل خود و رفتم به حاجتی چون برگشتم انار را نیافتم. غلام را از آن پرسیدم. گفت من از آن خبر ندارم و بر این واقعه مدتی گذشت به از سفرها تنها برآمدم ناگاه مردی پیر را دیدم دراز قد انبوه ریش مرا می‌خواند که: یا محمد چه کردی آن انار را؟ پس قصد جانب او کردم که به دریافت سعادت ملاقات سراسر برکات او مستعد گردم از چشم من غایب شد و نیافتم که به کدام سو رفت."(ترجمه آثارالبلاد و اخبار العباد/ ج دوم/ ص 184 ).