جزئیات خبر

مادری که چندان راه و رسم مادری نمی‌داند!

مادری که چندان راه و رسم مادری نمی‌داند!

متاسفانه هر روز در گوشه و کنار این سرزمین شاهد گزارش‌هایی از تخریب و ویرانی یادگارهای فرهنگی و تاریخی هستیم از اجرای عملیات عمرانی توسط ارگان‌های دولتی به بهانۀتوسعه در بافت‌های تاریخی شهرمان که اغلب بدون توجه به آرا و دیدگاه‌های کارشناسان این حوزه صورت می‌پذیرد تا تخریب عمدی توسط مردم. در این میان اما مسالۀ دیگری وجود دارد و پرسشی دیگر بیان می‌شود، آن اینکه...  

بسیاری از عملیات عمرانی میراث فرهنگی در طی سال‌های گذشته بلاتکلیف باقی مانده است چرا؟

علل و پیامدهای منفی مسکوت ماندن پروژه‌های سازمان میراث فرهنگی از جنبه‌های مختلفی قابل بررسی است. مشکلات مالی سازمان، همچنین کمبود نیروی متخصص از جمله مسائلی بوده که سال‌ها دغدغه و حتی دست‌آویز مسئولان این حوزه در پاسخگویی به ناملایمات بوده است. بدون شک نقش عوامل یاد شده در وضعیت کنونی سازمان بدون تاثیر نبوده است، ولیکن نحوۀمدیریت کارشناسان و مسئولین امر رابطۀ مستقیم و موثری درعدم مواجه با آنهادارد. مشکلات مالی میراث فرهنگی و بی‌توجهی دولت‌ها به رفع این مقوله معضلی جدی است اما عوامل دیگری را می‌توان در کنار این مسایل دید که سبب شده‌‌اند تا پروژه‌های میراث فرهنگی سال‌های سال بی‌نتیجه بمانند.


با نگاهی موشکافانه به روند مرمت پروژه‌های چند سالۀ اخیر در شهر به سادگی می‌توان دریافت که مشکلات مدیریتی موجود در سازمان نقش فراگیرتری داشته و همین امر از دلایل مهمی است که سبب می‌شود اجرای برنامه‌های مؤثر همچنان مسکوت مانده و به تعویق بیافتد.

در واقع می‌توان گفت تمام مشکل اساسی میراث فرهنگی کمبود اعتبار نبوده بلکه نبود ساز و کار لازم برای انجام بسیاری از امور سازمانی است که تاثیر مستقیمی بر نحوۀ حفاظت و مرمت از میراث تاریخی و فرهنگی دارد. گرفتن تصمیمات غلط در حوزۀ مدیریتی، عدم اولویت‌بندی و زمان‌بندی پروژه‌ها، عدم پایبندی به اجرای همان حداقل قوانین و دستورالعمل‌های موجود و عدم ارزیابی مستمر عملکردها در روند اجرای پروژه‌ها از جمله دلایلی است که در کنار مشکلات مالی بر بار سازمان افزوده و اندک پشتوانه‌های مالی را تلف می‌کند.

چند وجهی بودن اقدامات حرفه‌ای و تخصصی از بارزترین خصوصیات پروژه‌های سازمان میراث فرهنگی به حساب می‌آید. پروژه‌هایی که طیف وسیعی از دانش‌ها از علوم انسانی تا مباحث تخصصی را در بر می‌گیرد، اما سیاست‌ها و رویکردهای چندین سالۀ سازمان میراث فرهنگی علاوه بر ایجاد بی‌اعتمادی و انفعال عامۀ مردم نسبت به مقولۀ حفاظت و پاسداشت ثروت‌های فرهنگی سبب نوعی انزوا شده و به دنبال آن تسریع در روند تخریب بناها و پروژه‌هایی که نیمه‌کاره رها شده‌اند. دست کم در شهر قزوین می‌توان از چندین پروژه همچون مدرسه -صالحیه(که سال‌هاست روند مرمت آن به کندی پیش می‌رود)، دولتخانه صفوی(که با وجود مطالعات انجام شده بسیار از سوی کارشناسان سازمان هیچ گونه اقدامی برای باززنده‌سازی آن قادر به تصمیم نیست)، گراند هتل، خانه خطیبی، خانه رضایی و تعداد بی شمار خانه تاریخی دیگر را نام برد که مدت‌هاست به حال خود رها شده‌اند و مالکان خانه‌ها را به تخریب بیشتر آن سوق می‌دهد.  


مراقبت و حمایت از ساختار بناها در گام نخست و تعمیر و مرمت آنها در گام‌های بعدی می‌بایست منجر به احیا و باززنده‌سازی بناهای تاریخی شود تا از این راه تداوم عمر اثر فراهم گردد. این شرایط فراهم نمی‌شود جز با مدیریت یکپارچه که مقوله‌ای مهم و اساسی است و البته مهم‌تر از آن حرکت در چارچوب ساختار قانونی سازمان در حوزۀ حفاظت و احیای بناها و بافت‌های تاریخی یعنی؛ انجام مطالعات پایه، تهیۀ طرح‌های لازم، تصویب طرح‌ها و در مرحلۀ نهایی اجرایی نمودن طرح و همچنین نظارت دقیق بر امور اجرایی این طرح‌ها.

امید آن می‌رود که سازمان میراث فرهنگی استان قزوین با تقویت نقاط ضعف خود بتواند تعریف عمیقی از میراث فرهنگی با تاکید بر ارزش‌های تاریخی ارائۀ دهد و یقینا به سرانجام رساندن پروژه‌های مسکوت مانده نوعی اعتماد و شوق را به مردم شهر هدیه خواهد کرد.