جزئیات خبر

از ادعا تا میدان عمل مدیریت شهری در شهر تاریخی قزوین

«از ادعا تا میدان عمل مدیریت شهری در شهر تاریخی قزوین»

به نقل از انجمن دوستداران یادمان‌های ماندگار: سال ها به طول انجامید تا توجه به میراث فرهنگی از تک بناهای شاخص به مجموعه بناها، بافت‌های تاریخی و مراکز شهرها رسید. این درحالی است که از سویی دست قانون و از سویی دیگر آگاهی و توجه مردم به گرد پای تخریب‌هایی که در بناها و بافت‌های تاریخی رخ می‎دهند نمی‌رسد. تخریبهایی که همواره از قوانین حفاظتی جلو می‌زنند امروزه به از بین بردن هویت اسلامی ایرانی شهرهای تاریخی می‌انجامند.

شهر قزوین، شهری است که از آن به عنوان یک نمونه کامل شهر اسلامی ایرانی یاد می‌شود. شهری که هنوز جریان زندگی و فرهنگ بومی در محله‌های این شهر، بازار سنتی آن، خیابان آن، باغ‌های پسته و بادام آن و بناهای مذهبی آن موج می‌زند. و این در حالی است که مدیریت شهری با استفاده از مفهوم معماری و شهرسازی اسلامی ایرانی در شعارهای خود، در میدان عمل دست به تخریب‌های جدی در بناها‌ و بافت‌ تاریخی شهر قزوین می‌زند. با احداث بلوارها و خیابان‌های نامتجانس ساختار بافت تاریخی شهر را از بین می‌برد و با تراکم فروشی و تجاری سازی و ساخت برج‌های‌تجاری غول آسا، با ساخت پل‌هایی که مبنای درستی ندارد و صرفا سلیقه‌ای است، اصالت و یکپارچگی شهر قزوین را هدف قرار داده‌است.  

متاسفانه تخریب هایی که در این شهر اتفاق می‌افتد هم مثل بناهای تاریخی آن قدمت قابل توجهی یافته‌است: از اولین تخریب ها که در پوشش طرح‌های جامع که الگوی رشد شهر را تغییر داد و با تخریب باغستان سنتی در شمال شهر آغاز گشت تا آخرین تخریب های ملموس در بافت تاریخی شهر. احداث خیابان انصاری غربی و تخریب‌هایی که در یکی از باارزش‌ترین محدوده‌های بافت تاریخی صورت گرفت، اصرار به تکرار این تجربه غلط با تلاش در احداث خیابان انصاری شرقی در بافت دوره سلجوقی شهر و ساخت بولوارها و مسیرهای جدید در دل باغستان سنتی که سبب چند تکه شدن عرصه یکپارچه باغستان سنتی می‌شود، از جمله تخریب‌‌هایی است که در ساختار این شهر رخ می‌دهد و مدیریت شهری به آن افتخار هم می‌کند. البته اقدامات جدیدی هم در حال وقوع است از جمله احداث پارکینگ طبقاتی در قلب شهر و احداث کمربند طبقاتی.

تصاویر(1-4)برخی از تخریب‌ها و ساخت و سازهای نادرست صورت گرفته در بخش های مختلف شهر قزوین

 مدیریت شهری قزوین از سویی اقدام به برگزاری اجلاس جهانی شهرهای اسلامی می‌نماید و در سخنرانی‌ها و همایش ها صحبت از معماری اسلامی ایرانی و معماری و شهرسازی پایدار می‌نماید و طرح‌های بی‌هویت را با القابی چون طراحی اسلامی ایرانی توجیه می‌نماید و از سویی دیگر در عمل اقدام به تخریب های جدی و جبران ناپذیر در یک شهر نمونه اسلامی ایرانی می‌نماید.

سوال اینجاست: آیا بهتر این نیست که یا درست عمل نماییم و یا دست کم ادعایی نداشته باشیم؟