منشور ايكوموس استراليا براي حفاظت از مكان‌هاي عمده فرهنگي -منشور بورا

منشور ايكوموس استراليا براي حفاظت از مكان‌هاي عمده فرهنگي -منشور بورا

منشور ايكوموس استراليا براي حفاظت از مكان‌هاي عمده فرهنگي

منشور بورا

با توجه به منشور بين‌المللي حفاظت و مرمت يادمان‌ها و محوطه‌ها (ونيز 1966)، و قطعنامه پنجمين مجمع عمومي ايكوموس (مسكو 1976)، منشور حاضر از سوي ايكوموس استراليا به‌تصويب رسيده‌است.

ماده 1

بر اساس اهداف اين منشور:

1. 1.(Place) – "مكان" به‌معناي محوطه، محدوده، بنا يا اثري ديگر، مجموعه بنا يا ساير آثار به همراه محتويات مربوطه و محيط اطراف آنها مي‌باشد.

2. 1.(Cultural Signigicance) – "اعتبار فرهنگي" به معناي ارزش زيبايي‌شناختي، تاريخي، علمي يا اجتماعي براي تمامي نسل‌هاي گذشته، حال و يا آينده مي‌باشد.

3. 1.(Fabric) – "بافت" به معناي تمامي مواد و مصالح فيزيكي يك "مكان" است.

4. 1.(Conservation) – "حفاظت" به‌معناي به‌كارگيري كليه فرآيندهاي مواضبت از يك "مكان" به‌منظور حفظ "اعتبار فرهنگي" آن است، كه "نگهداري" و احتمالا" بر اساس اوضاع و احوال "مراقبت"، "مرمّت"، "بازسازي" و "سازگاربخشي" را شامل مي‌شود و عموماً تلفيقي از موارد فوق است.

5. 1.(Maintenance) - "نگهداري" به معناي مواضبت حمايتي دايمي "بافت"، محتويات و جايگاه قرارگيري يك "مكان" است، و بايد آن را با "تعمير" متمايز دانست. "تعمير" مستلزم "مرمّت" و "بازسازي" است و بر همين اساس بايد ملاحظه‌شود.

6. 1.(Preservation) - "مراقبت" به معناي "نگهداري” از "بافت" يك "مكان" به شكل فعلي خود و به تأخير‌انداختن فساد و ويراني آن است.

7. 1.(Restoration) - "مرمّت" به معناي بازگرداندن "بافت" موجود يك "مكان" به وضعيتي قبلي، از طريق برداشتن افزوده‌ها يا سرهم‌كردن اجزاء آن است، بدون آنكه مصالح جديد درسيماي بافت تظاهر داشته‌باشند.

8. 1.(Reconstruction) - "بازسازي" به معناي بازگرداني يك "مكان" به نزديك‌ترين وضعيت شناخته شده آن است كه از طريق سيماي مصالح (كهنه يا نو) به‌كار گرفته‌شده در "بافت" قابل تشخيص باشد. اين عمل را نبايد با بازآفريني يا با "بازسازي" فرضي، كه خارج از حوزه اين منشور است، اشتباه كرد.

9. 1.(Adaption) – "انتظام‌بخشي" به معناي اصلاح يك "مكان" است به‌منظور بهره‌برداري‌هاي "سازگار" پيشنهادي.

10. 1.(Compatible)use– بهره‌برداري "سازگار" به‌معناي بهره‌برداريي است كه موجب هيچ نوع تغييري در "بافت" معتبر فرهنگي نشود و شامل دگرگوني‌هايي كه اساساً بازگشت پذيرند و يا دگرگوني‌هايي كه كمترين تأثيرها را دارند باشد.

مادّه 2

هدف از "حفاظت"، بـرقراري يا بازيابي اعتبار فرهنگي يك "مكــان" است و از اين رو بايد تأمين‌كننده امنيت، نگهداري و آينده "مكان" باشد.

مادّه 3

شالوده "حفاظت"، ملاحظه و توجه به "بافت" موجود است و بايد در بـرگــيرنده حداقل مداخله فيزيكي ممكن باشد. حفاظت نبايد موجب تحريف شواهدي شود كه "بافت" يك مكان فراهم آورده‌است.

مادّه 4

در حفاظت از يك مكان بايد از تمامي رشته‌هايي كه مي‌توانند در بـررسي و حراست از آن نقش داشته‌باشند بهره گرفت. در اين كار بايد فنون سنتي به‌كارگرفته‌شوند، و البـته در بعضي شرايط خاص چنانچه بنيان علمي محكم و تجربه كافي براي اين كار وجود داشته‌باشد مي‌تـوان از فنون مدرن نيز بهره گرفت.

مادّه 5

در انجام حفاظت از يك مكان بايد تمامي جنبه‌هاي معني و اهميت فرهنگي آن مدّ  نظر قرارگيرد، بدون آنكه تأكيدي ناموجه بريكي ازاين جنبه هابه قيمت از دست رفتن ساير جنبه‌ها داشته باشيم.

مادّه 6

خط مشي متناسب براي حفاظت از يك مكان بايد در وحله اول بــر اساس فهم معناي فـرهنگي و شرايط فيزيكي آن تعيين شود.

مادّه 7

خط مشي حفاظت، تعيين كننده هم ساز بودن يا نبودن كاربردها خواهد بود.

مادّه 8

حفاظت مستلزم نگهداري از موقعيت بصري متناسب مانند صورت، مقياس، رنگ، بـافت و مصالـح است. هر نوع ساخت و ساز‌هاي جديد، تخريب يا تبديل كه به‌طور جدي بـر چنين مـوقعيتي تأثيرگذارد و بنابراين بر درك و لذت از يك از مكان تاثيرگذار باشد، نبايد ناديده گرفته‌شود.

مادّه 9

يك بنا يا اثر بايد در محل تاريخي خود باقي بماند. جابه‌جايي تمام يا بخشي از يك بنا يا اثر پذيرفته نيست، مگر آنكه‌اين كار تنها راه اطمينان از بقاي آن باشد.

مادّه 10

جابه‌جايي محتواي يك مكان كه شكل دهنده بخشي از بـرجستگي فــرهنگــي آن مكــان باشد پذيرفته نيست، مگر آنكه‌اين كار تنها راه اطمينان از امنيت و حفظ آن بـاشد. محتـواي اينگــونه مكان‌ها در صورتي كه اوضاع  و احوال اجازه دهد بايد به محل اصلي خود بازگردانده‌شود.

مراقبت

مادّه 11

مراقبت از اثر در جايي مناسب است كه وضعيت موجود بافت، به‌ خودي خود شاهد بـرجستگي فرهنگي خاصي محسوب شود، و يا در جايي كه به دليل ناكــافي بودن شواهد مـوجـود، بــه كارگيري ساير فرآيندهاي حفاظت عملي نيست.

مادّه 12

مراقبت به حمايت محدود مي‌شود، نگهداري و در صورت لزوم، تثبيت بافت موجود، بدون آنكه مفهوم فرهنگي آن دچار تحريف شود.

مرمّت

مادّه 13

مرمّت اثـر تنها در صورتي مناسب است كــه شواهد كافي مربوط به وضعيت پيشين بافت آن موجود باشد و تها در صورتي كــه بازگـرداندن بافت بــه آن وضعيت پيشين موجـب بـازيـافت برجستگي فرهنگي آن مكان شود.

مادّه 14

مرمّت بايد جنبه‌هاي فرهنــگي قابل توجه يك مكــان را از نـو آشكار كند. مبناي آن تمامي شواهد فيزيكي، مستند و سايــر شواهد است و در نقطه‌اي كـه حدس و گمان آغاز مي‌شود، پايان مي‌يابد.

مادّه 15

مرمت، محدود به ســرهم بندي مجدد اجــزاي جدا شده و يا برداشتن بخش‌هاي افزوده شده، منطبق با مادّه 16 است.

مادّه 16

تأثيرات تمامي دوره‌ها بر يك مكان بايد محترم شمرده‌شوند. چنانچه مكـاني بافت مربوط به دوره‌هاي مختلف را در بر دارد، آشكار كردن بافت يك دوره به بهـاي از دست دادن دوره‌اي ديگر، تنها در صورتي توجيه پذير است كـه بافت برداشته شــده از اهميت فرهنــگي كمتري نسبت به بافت برجاي مانده برخوردار بوده‌باشد.

بازسازي

مادّه 17

بازسازي براي مكـاني شايسته‌است كه در اثـر آسيب و دگـرگـوني، نـاقص شده‌باشد و يا در صورتي كه‌اين كــار براي بقاي آن مكـان ضروري باشد و يا برجستگي فرهنگي مكان را در تماميت آن بازگرداند.

مادّه 18

بازسازي، محدود به كــامل كــردن موجوديتي نقصان يافته‌است، و البته نبايد تشكيل دهنده بخش اعظم بافت يك مكان باشد.

مادّه 19

بازسازي محدود به بازتوليد بافت است، كه صورت آن از طــريق شواهد فيزيكي و/ يا مستند شناخته شده‌باشد. بازسازي بايد بــه شكلي انجام شود كـه با بررسي دقيقي بتوان جديد بودن آن را تشخيص داد.

سازگاري

مادّه 20

سازگــاري در جايي پذيرفته‌است كه حفاظت از يك مكان به شكل ديگر ممكن نباشد، و نيز  در صورتي كه‌اين كار صدمه‌اي جدي به برجستگي فرهنگي يك مكان وارد نكند.

مادّه 21

سازگـاري بايد محدود به تغييراتي باشد كــه لازمه كــاربرد جديد يك مكان است، و متناسب بودن آن منطبق با مواد 6 و 7 تعيين مي‌شود.

مادّه 22

بافت‌هاي عمده فرهنگي كـه جابه‌جايي آنها در روند سازگاري اجتناب ناپذير بوده‌است بايد در جاي مناسب نگهداري شوند تا بتوان آنها را در آينده به محل اصلي خود بازگرداند.

مادّه 23

انجام مطالعات حرفه‌اي راجع به شواهـد فيزيكي، مستند و ساير شواهد بايد مقدم بر انجام كار حفاظت از يك مكان باشد. همچنين بايـد پيش از مداخله در يك مكان، بافت موجود آن ثبت شود.

مادّه 24

بررسي و مطالعه يك مكــان بايد در صورت لـزوم از طريق مداخله در بافت و يا انجام كاوش ‌هاي باستان‌شناختي انجام پذيرد. تـا به‌ايــن ترتيب بتوان داده‌هاي لازم در تصميم‌گيري راجع به حفاظت از يك مكان و/يا محفوظ داشتن شواهدي كه در معرض نابودي هستند و يا      شواهدي كه به دليل انجام كارهاي ضروري براي حفاظت يـا سـاير اقــدامات اجتناب‌‌ناپـذير، دسترسي به آنها ممكن نخواهد بود، گردآوري كرد. جستجو و بررسي يك مكــان به هر دليل‌ ديگر، كه مستلزم مداخله فيزيكي باشد و نيـز مجموعه معـارف علمي را به‌طور قابل توجهي افزايش دهد مي‌توانـد مجاز شمرده‌شود مشروط به آنكــه منطبق با خط مشي حفاظــت آن مكان باشد.

مادّه 25

بيانيه‌اي مكتوب در مورد خط مشي حفاظت بـر اساس ضوابط حرفه‌اي بايد تهيه‌شود كه در آن موضوعاتي مانند برجستگي فرهنگي، شرايط فيزيكي و روند پيشنهادي حفاظت بــه همراه شواهد توجيهي و پشتيبان، شامل عكس، طرح و تمامي نمونه‌هاي مناسب تعيين شده‌باشد.

مادّه 26

سازمان و افراد مسئول تصميم‌گيري در مـورد خط مشي حفاظت و مسئوليت خـاص ناشي از اينگونه تصميم بايد مشخص شود.

مادّه 27

در تمام مراحل كـــار بايد رياست و سرپرستي حرفـه‌اي متناسبي وجود داشته‌باشد. همچنين شواهد جديد و تصميم‌هاي تازه، به همان ترتيب كــه در مادّه 25 بالا آمده‌است، بايد ثبت و نگهداري شوند.

مادّه 28

موارد ثبت شده بر اساس مــواّد 23، 25، 26 و 27 بايد در آرشيوي دايمي نگهداري شوند و در دسترس عموم قرار گيرند.

مادّه 29

اقلام مـورد اشاره در مادّه 10 و مادّه 22 بايد بر اساس ضوابط حرفه‌اي به صورت كاتالُگ در آيند و حفظ شوند.

 

منبع:سایت مرمتگر